حضرت محمد (ص) : خواب روزه دار عبادت است و سکوت وی تسبیح است و عملش مضاعف است ، و دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده.1. حماقت ، غريبى و بيگانگى است. (يعنى سبب غربت شخص احمق مى شود) (غررالحکم ، باب حماقت)
2. حماقت ، زيانبارترين همراهان است. (غررالحکم ، باب حماقت)
3. حماقت ، از ميوه هاى جهل و نادانى است. (غررالحکم ، باب حماقت)
4. حماقت ، بدبختى است. (غررالحکم ، باب حماقت)
6. حماقت ، بدترين بيمارى است. (غررالحکم ، باب حماقت)
7. حماقت (و آدم احمق) در وطن نيز در غربت است. (زيرا رفتار احمق چنان است كه همه از او تنفّر دارند) (غررالحکم ، باب حماقت)
9. آدم احمق در شهر خود نيز غريب و ميان عزيزان نيز خوار است. (غررالحکم ، باب حماقت)
11. بپرهيز از دوستى با احمق كه به نظر خودش مى خواهد به تو سودى برساند ولى زيان مى زند و تو را ناراحت مى كند و خودش مى پندارد كه خوشحال و شادمانت كرده است. (غررالحکم ، باب حماقت)
12. بپرهيز از دوستى با احمق ، زيرا او مى خواهد به تو سود رساند ولى زيانت مى زند. (غررالحکم ، باب حماقت)
13. حماقت ، دردى است بى درمان و بيمارى است درمان نشدنى. (غررالحکم ، باب حماقت)
14. آدم احمق به خوار شدن نيز نيكو نگردد ، و از نقصان و زيان نيز جدا نشود. (غررالحکم ، باب حماقت)
15. حماقت ، زيانبارترين چيز است. (غررالحکم ، باب حماقت)
19. احمق ترين مردم كسى است كه از كار نيك جلوگيرى مى كند و مى خواهد
كه او را سپاس گويند و كار بد مى كند و انتظار پاداش نيكو دارد.
(غررالحکم ، باب حماقت)
20. حماقت ، بد دردى است. (غررالحکم ، باب حماقت)
21. دورى احمق بهتر از نزديكى او است و سكوتش بهتر از سخن گفتن است. (غررالحکم ، باب حماقت)
22. حماقت و بى خردى مرد شناخته شود به اين كه در حال فراخى زندگى و نعمت
سرمست گردد و در حال رنج و محنت سخت به خوارى و ذلّت افتد.
(و دست نياز پيش ديگران برد) (غررالحکم ، باب حماقت)
24. دوست احمق (پيوسته) در رنج است. (غررالحکم ، باب حماقت)
25. ارتكاب چيزهايى كه موجب نابودى است ، سر فصل حماقت و بى عقلى است. (غررالحکم ، باب حماقت)
26. نيازمندى و فقر حماقت را ، ثروت و مال بر طرف نكند. (غررالحکم ، باب حماقت)
28. بريدن و فاصله گرفتن از احمق دور انديشى است. (غررالحکم ، باب حماقت)
31. از نشانه هاى احمق تلوّن زياد او در كارها است. (غررالحکم ، باب حماقت)
33. دوستى كردن با احمق همچون درخت آتشى است كه هر قسمتى از آن قسمت ديگر را مى خورد. (غررالحکم ، باب حماقت)
34. دوستى با مردمان احمق از بين مى رود همان گونه كه سراب از بين مى رود
و بر طرف شود همان گونه كه مه (و ابرهاى نازك روى زمين) بر طرف گردد.
(غررالحکم ، باب حماقت)
37. با حماقت هيچ مطلبى دريافت نشود. (غررالحکم ، باب حماقت)
38. باز نگردان (و انكار نكن) از مردم هر چه را براى تو باز گو كردند (و نقل كردند) كه همين براى حماقت تو كافى است. (غررالحکم ، باب حماقت)
39. ندارى و فقرى سخت تر از حماقت نيست. (غررالحکم ، باب حماقت)
40. هيچ دردى دردناك تر از حماقت نيست. (غررالحکم ، باب حماقت)
42. سزاوار خوارى است كسى كه دوستى احمقان را غنيمت داند. (غررالحکم ، باب حماقت)
43. از حماقت است خراميدن و فخر كردن در برابر سلطان. (غررالحکم ، باب حماقت)