رسول اکرم (ص) : هر کس از شما منکری ببیند باید با دست و اگر نتوانست با زبان و اگر نتوانست با قلبش آن را تغییر دهد ، که پائین ترین درجه ی ایمان همین است.1. حكمت ، انسان را به راه راست راهنمايى كند. (غررالحکم ، باب حکمت)
2. حكمت ، نگهبان و نگهدارنده انسان (از انحراف و زشتى) است و عصمت نعمت (الهى) است. (غررالحکم ، باب حکمت)
3. حكمت ها (و دانش هاى درست) بوستان هاى مردمان دانا و هوشيار است. (غررالحکم ، باب حکمت)
4. شخص حكيم درخواست كننده سائل را درمان نمايد و به فضائل و كمالات ، جود و بخشش كند. (غررالحکم ، باب حکمت)
5. حكيم كسى است كه بدى را به نيكى پاداش دهد. (غررالحکم ، باب حکمت)
6. حكمت بوستان و خردمندان و گردشگاه مردمان دانا و هوشيار است. (غررالحکم ، باب حکمت)
7. علم و دانايى ثمرة و ميوه حكمت است و درستى و حقيقت شاخه هاى آن. (غررالحکم ، باب حکمت)
9. دل ، چشمه حكمت است و گوش ، محلّ ورود آن. (غررالحکم ، باب حکمت)
10. حكمت درختى است كه در دل برويد و بر زبان ميوه و ثمر دهد. (غررالحکم ، باب حکمت)
11. فرزانگان نفسشان از ديگران شريف تر و صبر و بردباريشان از ديگران زيادتر
و گذشتشان از مردمان سريعتر و خلق ايشان از ديگران گشاده تر مى باشد.
(غررالحکم ، باب حکمت)
13. آغاز حكمت ترك لذت ها است و انجام آن بيزارى جستن از آنچه نابود شدنى است. (غررالحکم ، باب حکمت)
15. به وسيله حكمت ، پرده از چهره علم و دانش برداشته شود. (غررالحکم ، باب حکمت)
16. ميوه حكمت ، رستگارى است. (غررالحکم ، باب حکمت)
19. حدّ و مرز حكمت ، رو گرداندن از دنياى فانى و شيفته شدن به سراى جاودانى است. (غررالحکم ، باب حکمت)
21. حكمت و فرزانگى، شخص پست و حقير را بلند گرداند و نادانى شخص شريف ، او را پست گرداند. (غررالحکم ، باب حکمت)
22. اساس حكمت و فرزانگى ملازمت با حق است. (غررالحکم ، باب حکمت)
23. شوق و رغبت شخص عاقل در حكمت است و رغبت و شوق جاهل در حماقت و كم عقلى است. (غررالحکم ، باب حکمت)
25. گمشده خردمند حكمت است و او شايسته تر است به آن در هر جا كه باشد. (غررالحکم ، باب حکمت)
26. گمشده حكيم حكمت است و او جستجو كند آن را هر جا كه باشد. (غررالحکم ، باب حکمت)
27. بر تو باد به تحصيل حكمت كه آن جامه گرانبهايى است. (غررالحکم ، باب حکمت)
28. توانگرى عاقل و خردمند به حكمت او است و عزّت و ارجمندى اش به قناعت است. (غررالحکم ، باب حکمت)
29. غنيمت زيركان گفتگو و مذاكره حكمت است. (غررالحکم ، باب حکمت)
31. مقرون و همراه گشته حكمت با پاكدامنى. (غررالحکم ، باب حکمت)
32. هر چيزى ملول آور و خسته كننده است ، جز سخنان حكمت آميز نو و جديد. (غررالحکم ، باب حکمت)
34. كسى كه حكمت و فرزانگى او را يارى ندهد ، چگونه مى تواند خود را در برابر دشمنان (سعادت و كمال انسانى) نگه دارد. (غررالحکم ، باب حکمت)
35. كسى كه از حكمت ها بهره مند شود هيچگاه كاميابى و لذّت را از دست نخواهد داد (و پيوسته با بهره گيرى از هر حكمتى لذّتى را به دست خواهد آورد.) (غررالحکم ، باب حکمت)
36. كسى كه شوق و رغبت به حكمت داشته باشد ، نفس خويش را شريف و ارجمند داشته است. (غررالحکم ، باب حکمت)
38. حكيم و فرزانه نيست كسى كه نياز خود را نزد كسى غير از حكيم ببرد. (غررالحکم ، باب حکمت)
39. حكيم نيست كسى كه شكفته رويى خود را از غير دوست صميمى (يا خويشاوند) نگاه ندارد. (غررالحکم ، باب حکمت)
40. كسى كه به حكمت شناخته و معروف شد مردمان به ديده وقار و سنگينى به او بنگرند. (غررالحکم ، باب حکمت)
41. كسى كه حكمت براى او ثابت گشت (و حكيم شد) عبرت و پند آموزى را بشناسد. (غررالحکم ، باب حکمت)
42. هر كه از سخنان حكيمان پرده بردارد از حقائق (و معارف پنهان) آنها سودمند گردد. (غررالحکم ، باب حکمت)
43. حكمت و فرزانگى از خزينه هاى غيب ظهور و بروز يابد. (غررالحکم ، باب حکمت)
45. مجالست و هم نشينى با حكيمان حيات بخش عقل ها و انديشه ها و شفا بخش جان ها است. (غررالحکم ، باب حکمت)