2. هر كسى بر غير كشتى ما (اهل بيت) سوار شود غرق مى شود. ( شرح غررالحكم ، ج 5، ص 184)
3. آنـان (اهـل بـيـت) ستون هاى دين اند و پناهگاه هايى كه مردم را نگه مى دارند. حق به يُمن آنان به جاى خود بازگشت و باطل از جايگاهش فرو افتاد. (نهج البلاغه ، خ 239، ص 826)
4. هـر كـه مـا (اهـل بـيـت (ع)) را دوسـت مـى دارد بـايـد چـون رفـتـار
مـا عمل كند و جامه پارسايى دربرگيرد.
(شرح غررالحكم ، ج 5، ص 302)
5. هـيـچ كـسـى را از ايـن امـت قـيـاس بـا آل مـحـمـّد (ص) نـتوان كرد و آنان را كه نعمت ارشاد و هدايت آل محمد از سقوط نجات داده است نمى توان با آن پيشوايان الهى مساوى گرفت. (نهج البلاغه ، خ 2، ص 45)
6. (اى مردم !) از تاريكى هاى جهالت و گمراهى به وسيله ما هدايت شديد و به كمك ما به اوج ترقى رسيديد. صبح سعادت شما در پرتو شعاع وجود ما درخشيدن گرفت. (همان ، خ 4، ص 55)
7. به خاندان پيامبرتان بنگريد و هر سو رفتند در پى آنان برويد. (همان ، خ 96، ص 286)
8. ... و (رسـول خـدا(ص)) پـرچـم حـق را در مـيـان ما بر جاى نهاد، كسى كه از آن پيش افتد از دين بيرون است ، و آن كه پس بمانَد تباه و سرنگون و آن كه همراهى كند رستگار خواهد شد. (نهج البلاغه ، خ 99، ص 295)
9. مـايـيـم مـقـربـان و ياران خزانه داران معارف الهى و درهاى ورود به خانه هاى علم و ايمان. به خـانـه هـا وارد نـمـى شـوند، مگر از درهاى آن ها، پس هر كس از غير در هاى خانه ها وارد شود ، دزد ناميده مى شود! (همان ، خ 154، ص 448)
10. آنـان (ائمـه (ع)) دارنـدگـان راز پـيـامـبـر(ص) و پشتيبان امر وى و ظرف علم و مرجع قوانين و در بردارنده كتب رسالت و كوه هاى پابرجاى دين او هستند. (همان ، خ 2، ص 44)
11. مـَثـل مـن در مـيـان شـمـا، مَثل چراغ در تاريكى است ، آن كه به تاريكى پاى گذارد از آن چراغ روشنى جويد. (نهج البلاغه ، خ 229، 756)
12. پيامبر اسلام (ص) در ميان شما جانشينى گذاشت كه همه پيامبران در امت هاى خود گذاشتند زيرا پيامبران مردم را هرگز بى سرپرست رها نكردند. (همان ، خ 1، ص 35)
13. كسى كه از امام خويش اطاعت كند به راستى از خدا اطاعت كرده است . (همان ، ج 5، ص 352)
14. جز اين نيست كه پيشوايان (الهى) ، تدبير كنندگان و مديران الهى مخلوقات او و عارفان آنان مـى باشند و كسى به بهشت داخل نمى شود ، مگر اين كه پيشوايان الهى را بشناسد و آنان نيز او را بـشـناسند و كسى به دوزخ داخل نمى گردد مگر اين كه آنان را منكر شود و آنان نيز او را منكر گردند. (نهج البلاغه ، خ 152، ص 470)
15. بى شك دوست محمد(ص) كسى است كه خدا را فرمان برد اگر چه خويشاوندى او با آن حضرت دور باشد. (همان ، خ 92، ص 1129)
16. هـمـانـا دشمن محمد(ص) كسى است كه خدا را نافرمانى كند، هر چند خويشاوند نزديك محمد(ص) باشد. (همان)
17. من از علوم و حوادثى آگاهم كه اگر براى شما بازگويم مضطرب و سرگردان مى شويد. (نهج البلاغه ، خ 5، ص 57)
18. ملّت هاى جهان همواره از ستم حاكمان خود بيمناكند در حالى كه من از
ستم رعيّت و پيروان خويش مى ترسم.
(همان ، خ 96، ص 284)
19. و مـن بـر پـى آن نـشـان هـا مـى روم كـه پـروردگـارم نـهـاده و آن راه را مـى پـيـمـايـم كـه رسول خدا (ص) گشاده است . راه راست و روشن حق را مى پيمايم و با آگاهى ، آن را از كوره راه باطل جدا مى سازم. (نهج البلاغه ، خ 96 ، ص 286)
20. زمانى كه قائم ما ظهور كند كينه ها از سينه بندگان بيرون مى رود. (بحارالانوار، ج 52، ص 316)
21. آن كه منتظر امر (فرج) ما است ، همچون كسى است كه در راه خدا در خون خود تپيده باشد. (الوافى ، ج 2، ص 442)
22. (آن پيشتاز الهى) خواهش نفسانى را به هدايت آسمانى بازگرداند و آن هنگامى
است كه (مردم) رستگارى را تابع هوى ساخته اند.
(نهج البلاغه ، خ 138، ص 424)